آدم ها ...
یه جاهایی ، کنار یه آدمایی ،
دلت میخواد ساعت بره تو خوابِ زمستونی!
کنار همونا که دلت آرومِ، که دلت هوای جای دیگرو نمیکنه، همونا که وقتی کنارتن دلت میخواد اون ساعت هارو سال های سال زندگی کنی!
همونا که بال بال میزنن بهت بفهمونن براشون مهمی و دوست دارن!
همونا که اصرار دارن بهت بفهمونن زندگی براشون بی تو یه توده ی سیاه و تاریکِ و تو از بدیِ روزگار میذاری پای شیرین زبونیشون!
همونا که همیشه دلتنگن و براشون تکراری نمیشی!
همونا که با دیدنت چشاشون برق میزنه و موقع رفتنت میگن هنوز دلتنگتم ،
همونا که هرچقد کنارشون باشی دلتنگیشون رفع نمیشه،
اونا موندنی ترین آدمان ، همونان که به زندگیت خوشبختی میپاشن ،
همونان که قرارِ همیشه باشن و تا ابد عاشقانه دوست داشته باشن،
اما میدونی!
نادیده
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمیان
تاريخ: يکشنبه
12 آذر
1396 ساعت: 21:57